محمد كاظم بن محمد تبريزى ( اسرار على شاه )

50

منظر الأولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسى )

در سال دويست و پنجاه و شش هجرى اول سال از خلافت المعتمد على الله عباسى دانسته‌اند . مادر آن حضرت را ام الولد كنيت و نرجس خاتون نام بود . در نام و كنيت با حضرت خير الانام موافق است . و القاب همايونش : مهدى ، و منتظر ، و خلف ، و صالح ، و صاحب الزمان ، و قائم و صاحب‌الامر است . در وقت وفات پدر بزرگوارش بنا به روايت اشهر پنج‌ساله بود . حضرت واهب العطايا آن حضرت را در حال طفوليت مانند يحيى حكمت عطا فرموده و در صغر سن امام انام گردانيد و به‌سان حضرت عيسى بن مريم در وقت صباوت به مرتبهء ارجمند رسانيد . راقم گويد كه عجب از اشخاصى است كه قائلند بر اينكه خضر و الياس از انبيا و دجال و شيطان از اعدا در قيد حياتند و انكار دارند وجود ذىجود صاحب الزمان را ، و حال آنكه آن حضرت افضل است از انبياء سلف ، و اوست صاحب نبوت مطلقه و ولايت كليه . عجب‌تر آنكه بعض از متصوفه كه خود را از اهل دانش شمارند و از ارباب بينش پندارند قائلند بر اينكه در ملك هندوستان در ميان برهمنان و جوكيان ، مرتاضان و رياضت‌كشانى مىباشند كه به سبب حبس نفس و قلت اكل ، چند هزار سال عمر كرده و مىكنند ، با وجود اين اعتقاد ، منكر وجود آن حضرت‌اند . فقير گويد منكر وجود آن حضرت در حقيقت منكر قدرت بارى تعالى است . منت خداى را كه فقير را همچون آفتاب روشن شده است كه كيمياگر از اجزاء متفرقه اكسير ساخته بر نقره طرح مىكند و آن نقره را طلاى احمر مىسازد و حال آنكه نقره در اندك زمان پوسيده و نابود مىشود و طلا برعكس آن چند هزار سال بر يك منوال است و نابود نمىشود . پس اگر ولى خدا مانند آن كيمياگر از اكسير التفات [ 13 ] خويش بدن خود را همرنگ روح گرداند و باقى و دائم سازد بعيد نخواهد بود و آنان كه منكر وجود آن حضرتند و لفظ « مهدى » و « صاحب زمان » را تأويل مىكنند از كوردلى ايشان است و الا به اندك شعور چه جاى انكار است وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » .

--> ( 1 ) . بقره / 213 .